۱۳۸۷ آذر ۲۶, سه‌شنبه

یادگارهای سطر ِ بیست و یکم

t
پشت ِ پنجره ی من، باران و برف سر بر شانه ی یکدگر می گذارند!


۳ نظر:

شهریور گفت...

برف
!
برف
!
برف
!



:((

شهریور گفت...

خوشا به حالت
ای طهروانی
چه شاد و خرم چه با صفایی
!
مریم من قصد دارم یه شالگردن برای دالتون ِ بزرگ ببافم بعد خودش و رو شالگردن بهت هدیه بدم خوبه؟

John Mily گفت...

دوست عزیز ، همیشه در 360 وقتی کسی را ریموو میکنید بهش اطلاع بدید اینکار شما یک توهین به خودتان است این تذکری بود و یک پیشنهاد دوستانه.........با اینگونه رفتارها خودتان ضرر خواهید دید